تبليغاتX
نامه ی عشق
خوش آمدید

 

 

یاد آخرین بار عشق من که بهت گفتم دوست دارم

ببین عشقم نازم امشب بازم می خوام بگم از کل رازم

دردغمی من در دل دارم زخم عشقی من در تن دارم

هر شب دارم اشک می ریزم  ببین شاهد این چشمای خیسم

توی تاریکی ببین عشقم خفته  بدون بوسه وداع نگفته

چشماشو بست اما نکرد نگام   توی آغوش بستم کرد وداع

شعر هق هقم هر شب واسه توست گلو مو بسته داره سست

می شه پاهای خستم می خوام بیام پیشت چشمامو بستم

روی شونمه جای دستای سردت

قلب شکستم  نکرده طردت چشمای خستم

نکرده ترکت لبهای بستم نگفته حرفت

وا کن چشماتو ببین منم  ببین عشقت نرفته هنوز از سرم

تو که قول دادی به من منو تنها نمی ذاری

دستمو توی دستات جا نمی ذاری

پس چرا رفتی و یاد حرفات نمی یای

چرا توی خواب شب هام پا نمی ذاری

آخه پری ناز خوشگل من بگو کی بود بگو که پشت تو خم

چرا کشته شدی تو غم آره عشق تو رم

می بوسمو می گیرمش توی مشت خودم

ما که دستامون به هم نمی رسه بذار بمیرم

ما که عشقمون مرگه نفس حبس قفست

بی تو زندگی عشقم تشنم به عطر بدنو چشمای خمارو مست

نگام به نگاه تو بسته شده بود و

خسته مسته چشماشو بسته ولی دیگه رفته

تو رویای آرامشم   نمی دیدم حتی تو خوابشم

دیگه نبینم دست نوازشم من می خوام غرق توی چشم دریا بشم

که پا نشم از خاکشم لمس بشم از چشم اشک غم بریزه مثه شمع شب

گفته بودی عشق گفتم تو اسم تو روی باد نوشتم برد

همه عشقم پر ولی عشقم مرد

تنهام گذاشتی بی معرفت بی بهونه

 زدی زیر قولت اینو یادت بمونه

از تو فقط یادگارت باقی می مونه

 اشک چشمم تا دل من ازتو می خونه

ای آسمون آبی ای روزگاره یاغی

عشقمو بردی یه روزه یارم من بی اون از دنیا بیزارم

ای خدا چرا واسم سرنوشت

 بخت مو سیاه و پلید نوشت

تو نرو تو

 گفتم بری من می میرم ومی شکنم

چرا می ری این عشق بشه بی ثمر

نشون دادی که حرفام واست بود بی اثر

ولی ساده بود برات غروب این قصه

فهمیدم وقتی گفتی دروغ عشقت

من تو چشات مرگ عشق نه مرگ مو دیدم

که زدی آتیش به وجودمو نقش من

دیگه نمیزنه مثه قبلا نبض من

نیستی ازت مونده یه کوله باره خاطره

ببین اتاقم دیگه خالیه و ساکته

آره سخته برام چشماتو بستی

چرا قلبمو لمس نکردی و رفتی

بگو کی بال و پرتو پرپر کرده

کشیده بین منو تو از غم پرده

بگو نمیری نمی شی باعث مرگ عشق

دیگه خستم زندگی سرنوشت

به خودم نگاه می کنم می بینم چه تنهام

حس عجیبی دارم تو روزا و تو شب هام

ببین خندم هم می میره جون می ده رو لبهام

حتی فکر نبودنت می لرزونه دستام

من تو حسرت نگاتم می ریزه اشکام

رفتی تنها یادگاریت برام همین عکسام

وقتی کسی نیست دست مو بذارم تو دستاش

چرا سیاه می شه دنیا با وجود رنگاش

بودی خیال من وقت نیاز من

تو نترسیدی رفتنت واسم شه دیار مرگ

بین من تو یه فاصله

دوریت و نبودنت واسم یه قاتله

حالا داد می زنم می گم عشقم مرده

من بی کس وتنهارو از یاد برده

تنها آغوش گرمت و نمی برم از یاد

تصویری از تو بامنه همیشه و هر جا

من تو رو خواستم هر لحظه از خدام

اما حیف که از تو عشقم جدام

 ای خدا چرا واسم سرنوشت

 بخت مو سیاه و پلید نوشت

گناه من چی بود خدای من

 دست روزگار واسم اینو نوشت

بعد تو من تنها شدم

توی دنیای غم رها شدم

تقدیر بد عشقمون

 زده رفت و تنها شدم 

  

 


+ نوشته شده در  86/04/23ساعت 8:22  توسط محسن   |