تبليغاتX
نامه ی عشق
خوش آمدید

آیا سهم تواین است که در کوره راه غریب دلتنگی ها حضور سایه های سیاه و مبهم را همیشه با خود همراه سازی . آیا سهم تو رفتن به ماتمکده بی روح و خسته زندگی و دست و پا زدن در باتلاق رخوت و در ماندگی

 

است؟ بیا وبرای یک بار دلت را آفتابی کن .

 

اینگونه بی رحمانه بر گور آرزوهایت زار نزن ، چشمانت از این همه باران تنهایی خیس خیسند.

 

لب هایت از تکرار ظالمانه من (نمی توانم) به ستوه آمده اند . دستت را به پاکی ها بده و دریایی شو .

 

سهم تو، خوب زیستن است . بگذار عطر گل های بهاری  روح نا آرامت را صیقلی کند تا از عطرشان

 

سر مست شوی . بگذار پاهای برهنه ات شن های نرم ساحل آرامش را احساس کند . تو باید با تمام کینه و

 

نامردمی ها بجنگی . بی هیچ واهمه ای بلند شوی و به آسمان ، به دریا ، به خو بی سلام کنی وبگویی چقدر

 

مشتاق دیدار پرندگان سر زمین خوشبختی هستی . بلند شو و دوباره لبخند بزن که زندگی از ان توست.


+ نوشته شده در  85/10/27ساعت 23:2  توسط محسن   |